لینکهای مرتبط

بیماری عمومی ورزش و پیشنهاد درمانی مبارز مطلب ویژه

نوشته شده توسط  16 ارديبهشت 1398

علیرضا هاشمی

 

 

 

لازم به ذکر است که این مطالب با محوریت رشته ورزشی کاراته نوشته شده است ولی با چند تغییر در کلمات و اسامی میتوان برای سایر رشته های ورزشی و حتی باشگاههای خصوصی هم استفاده کرد.

 

 

بخش اول: بیماری عمومی ورزش

 

 

نکته اول:

 

آیا فکر میکنید زمانی برسد که نوشابه ای بتواند به موقعیت و جایگاه کوکاکولا برسد؟ کوکاکولا با فاصله ای وحشتناک از نزدیکترین رقیبش پپسی کولا مقام اول را در دنیا دارد و سایر برندهای نوشیدنی با فاصله خیلی دوری از پپسی کولا قراردارند.

در بین غذاهای فست فودی " مک دونالد " با فاصله خیلی زیادی از سایرین قرار دارد.

 

نکته دوم:

 

 

بارها شاید دیده و خوانده باشید و یا خودتان هم جزو کسانی باشید که معتقدید چرا امکانات و پولی که در ورزش فوتبال هزینه میشود، در سایر رشته ها هزینه نمیشود؟

 

این سخن شاید در ظاهر درست باشد ولی کاملا اشتباه و غلط است! چون فوتبال ورزش نیست!!

 

فوتبال تبدیل به یک صنعت بزرگ شده است که باید در کنار صنایعی مانند خودروسازی و خوراک و پوشاک قرار بگیرد.

فوتبال مجموعه و ملغمه ای است از گردش پولهای کلان، تبلیغات، سرگرمی، قدرت، سیاست، زد و بند، بنگاههای کلان شرط بندی، پولشویی و ... هم خوب هم بد، هم سالم هم فاسد، هم درست هم غلط و ...

 

فوتبال در بین تمام کشورهای دنیا (بجز چند مورد استثنا مانند راگبی و کریکت و هاکی) ورزش شماره اول است و همین وجه باعث شد که فیفا صاحب چنان قدرتی باشد که بدون نیاز به اسلحه و ارتش برتمام کشورهای دنیا حکمرانی کند!

 

در همین کشور خودمان! قانون بازنشستگی زمانی که به ایستگاه فوتبال رسید با یک لایی کشیدن عجیب! بازنشستگی رییس فدراسیون فوتبال را با سیاسی کاری توجیه کرد و یا اینکه برخی صنایع که در پرداختن حقوق کارگرانشان با مشکل مواجه هستند ولی با طیب خاطر و گشاده دستی هزینه های میلیاردی برای تیم فوتبالشان میکنند!

 

چرا؟

 

چون جامعه نیاز به سرگرمی دارد و سیاست و اقتصاد و دنیای زر و زور نیاز به یک پناهگاه و ابزار مطمئن بنام فوتبال دارند.

 

بنابراین فوتبال را با هیچ رشته ای نسنجید.

 

بیماری عمومی ورزش

 

بیماری که ورزش (ایران و جهان ) با آن روبروست. مشکل بی پولی و کمبود مالی است.

 

بیماری که برعکس تصور خیلی از ما ایرانیها درد مشترک همه ورزشکاران در سراسر جهان است و در تکاپوی تامین هزینه های سرسام آور ورزش هستند.

 

همین چند وقت پیش تیم های ملی کاراته ایران نتوانستند در مسابقات آسیایی  شرکت کنند! چون فدراسیون توانایی تامین هزینه میلیاردی این مسابقات را نداشت!

 

مشکلی که در سایر رشته ها نیز به شکلهای مختلف سرباز میکند و درمانی هم برایش یافت نشده است.

 

البته اینکه زبان به انتقاد بگشاییم و آسمان و ریسمان ببافیم، ساده است ولی " مبارز امروز و خط قرمز" در کنار انتقاد سعی در ارائه راه حل های مفید و کاربردی دارد.

 

 

و این مقاله نیز در راستای همین موضوع نگاشته شده است.

 

بیمارو پزشک:

 

پسر دایی من، پزشک است و زمانی که تازه طبابت را آغاز کرده بود، از او سوالی پرسیدم:

 

 

محسن! باید خیلی سخت باشه که بیماری یکنفر را از بین هزاران مرض تشخیص بدهی! درسته؟

 

جواب داد: ببین علی! اشتباه نکن! من 20 یا 30 درصد کار را انجام میدهم و 70 یا 80 درصد مرحله تشخیص را بیمار انجام میدهد!  یعنی وقتی بیمار نشانه های بیماریش را توضیح میدهد، پزشک را به سمت تشخیص هدایت میکند و هرچه توضیح بیمار دقیقتر باشد، کار من آسانتر میشود و تشخیص بیماری راحتتر! تصور کن اگر بیمار مثلا دل درد دارد ولی به من پزشک بگوید کمرش درد میکند!! چه اتفاقی خواهد افتاد؟

 

بیمار دروغگو!

 

واقعیت این است که زمانیکه مدیران ورزشی در برابر یک اسپانسر مالی قرار میگیرند! بجای اینکه به شکل دقیق و موشکافانه مشکل را توضیح بدهند و نیازشان را مطرح کنند!

 

و بدنبال حل مشکل و نیاز ورزش و ورزشکاران باشند.

 

سعی در جلوه دادن و بزرگ نمایی کردن نکات بیهوده و کم اهمیت و یا تضمین و حفظ موقعیت خودشان هستند و آنقدر به این حواشی میپردازند که اصل مسئله از بین میرود.

 

اگر شخص مخاطب را یک پزشک در نظر بگیریم، مطمئنا پس از سالها و تجربیات کاری بخوبی متوجه هذیان گویی بیمار میشود و وقتش را تلف نمیکند و به شکلی کاملا حرفه ای مخاطبانش را دست به سر میکنند!

 

به همین ساده گی.

 

بخش دوم: پیشنهادهای مبارز امروز

 

 

پیشنهادهای مبارزامروز در قالب سوال و جواب خواهد بود و سعی شده است راه حلهایی که ارائه میدهیم کاربردی و در کمترین زمان قابل دسترس باشد.

 

شرایط اقتصادی و سیاسی:

 

اینکه بخواهیم چشم بر واقعیتها ببندیم و شرایط فعلی سیاسی و اقتصادی کشور را در مسائل جاری از جمله ورزش و حضور اسپانسرها دخیل ندانیم! حکایت از ناپختگی و ناآشنایی منتقدان دارد.

 

ولی این اوج خام خیالی خواهد بود که اگر چنین بی اندیشیم که اگر این شرایط نبود! اسپانسرها برای حمایت مالی از ورزش کورس قهرمانی میگذاشتند! چرا که به تجربه ثابت شده است که حتی در بهترین شرایط اقتصادی و سیاسی کشور، همچنان ورزش از کمبود منابع مالی رنج میبردند.

 

و با یک تحقیق ساده در شرایط ورزش کشورهای جهان! کم و بیش شاهد چنین شرایطی هستیم.

 

تجربه دیگر کشورها:

 

یکی از بهترین روشها که معمولا ما ایرانیها انجام نمیدهیم و زمانی به آن رجوع میکنیم که فرصت را از دست داده ایم! استفاده از تجربه و روشهایی است که سایرین پیش از این آزموده اند و موفق هم شده اند.

 

 

بنابراین به فعالان این بخش توصیه میکنیم که در این زمینه دست به تحقیق بزنند.

 

 

و البته ما برای سادگی کار شما چند مورد را در ادامه ذکر خواهیم کرد.

 

گام اول: شناخت بیمار از بیماریش

 

داستان من و پسر دایی ام را یادتان هست؟

 

خب در اولین گام، صادقانه و بدور از هرگونه شعار و جوزدگی خودتان را ارزیابی کنید و نیازهای ورزش خودتان را بشناسید و به الطبع کمبودها نیز شناسایی خواهید کرد!

 

بطور مثال: کاراته در وهله اول یک رشته ورزشی انفرادی است و کار جذب اسپانسر زمانی سخت میشود که بخواهید یک ورزش انفرادی را به شکل یک ورزش تیمی جلوه بدهید!

 

دوم اینکه شرایط کاراته را مستند بیان کنید.

 

سوم اینکه نیازهای رشته ورزشی تان را خیلی واضح و روشن بخواهید.

 

چهارم و نکته مهم این است که جایگاه و انتظارات خودتان را به عنوان مذاکره کننده مشخص کنید! باور کنید هرچقدر صادق و دلسوز باشید، ایرانیها به این مثل باور دارند که هیچ گربه ای برای رضای خدا موش نمیگیرد!

 

گام دوم: بومی سازی اسپانسرها

 

بهترین راه حل مبارز امروز در جهت برطرف کردن نیازهای مالی ورزشکاران و جذب اسپانسر، بومی سازی اسپانسرینگ و حرکت به سمت جذب اسپانسرهای کوچکتر است.

 

بدون تعارف خدمتتان عرض میکنیم که هیچ ورزشی در ایران و جهان ظرفیت تبلیغاتی فوتبال را ندارد!

 

ولی این به این معنا نیست که نمیتوان وارد دنیای تبلیغات شد!

 

شاه بیت پیشنهاد ما این است که باید به سمت اسپانسرهای کوچک و بومی رفت.

 

یعنی چه؟

 

ورزشکاران از شهرها و استانهای مختلف به یک رشته جذب میشوند و در نهایت به عضویت تیم ملی در می آیند.

 

قطعا در شهر، استان و حتی روستاهایشان کارگاهها و کارخانه های تولیدی و یا افرادی هستند که حاضرند عاشقانه از همشهری و هم استانی شان حمایت کنند، تا به افتخار برسد و خودشان را در این افتخار سهیم بدانند.

 

باید این بخش از اقتصاد را ترغیب به حمایت از ورزش کرد. بخشی که توانایی مالی اش محدود است ولی همان توانایی محدود برای یک ورزشکار یا یک تیم کوچک چون دریایی است.

 

اولین سوالی که به ذهن مخاطب میرسد این است: که مگر امکان دارد؟

 

جواب ما هم این است که بله هم امکان دارد و هم اینکه صدها و هزاران بار انجام شده است و میشود وخواهد شد! تعجب کردید؟ تعجب ندارد! اولین کانون این حمایتهای کوچک خانواده است که با حمایت روحی و مالی فرزندش را به سوی سکوی قهرمانی رهنمود میسازند.

 

و اتفاق این معمول ترین روش در همه جای جهان است.

 

اما برای اینکه بتوان به این مهم دست پیدا کرد، باید مقدماتی را آماده کنیم  که در ادامه خواهیم آورد.

 

گام سوم: مدیر تبلیغاتی

 

گذشت زمانیکه مدیر یک مجموعه در نقش سوپرمن ظاهر میشد و باید همه چیز را از سیر تا پیاز میدانست و انجام میداد!

 

در زمانه ای هستیم که دانش دارای شاخه های زیاد و بسیار تخصصی شده است هر لحظه در حال تحول و نوآوری است و یک فرد به تنهایی توانایی یادگیری همه چیز را ندارد! چون عمرش کفاف نخواهد داد.

 

پیشنهاد میدهیم که فدراسیون به عنوان نهاد مرجع، یک یا چند متخصص در این زمینه را به همکاری دعوت کند و با برگزاری کلاسهای آموزشی، روسای هییتها و کارکنانشان را آموزش دهند.

 

گام چهارم: سایت رسمی فدراسیون

 

 

سایت رسمی فدراسیون را میتوان سهل الوصول ترین و در دسترس ترین رسانه و ابزار تبلیغاتی و اطلاع رسانی یک فدراسیون دانست.

 

ولی در فدراسیون کاراته و پیرو سیاستهای غلطی که قبلا اجرا شده بود این سایت کارکردی شبیه یک خبرگزاری را پیدا کرده بود که متاسفانه هنوز هم ادامه دارد.

 

در دوره ریاست قبلی تقریبا هیچ خبرگزاری توانایی کسب خبر یا مصاحبه مستقل را نداشت و تمام اخبار و گزارشها باید از طریق این رسانه منتشر میشد که به مرور زمان سایر رسانه ها به پیگیری و یا مصاحبه و کسب خبر بی انگیزه شدند و در نهایت اخبار فدراسیون را منتشر میکردند.

 

مهمترین ضرر این روش این بود که به مرور رسانه های خبری نسبت به کسب خبر بی علاقه شدند و اخبار کاراته چون فقط از یک منبع منتشر میشد همگی یک شکل بود و با گذشت زمان کاراته از اولویت کسب خبر رسانه حذف شد.

 

 

پیشنهاد میکنیم که روابط عمومی فدراسیون کاراته از حالن خبرگزاری خارج شود و وظیفه کسب خبر و گزارش را به رسانه رسمی خبری محول کند تا ضمن متنوع شدن اخبار و گزارشها، کاراته تبدیل به سرتیتر اخبار رزمی شود.

 

گام چهارم: روابط عمومی فعال

 

در این دوره روابط عمومی ها فعالیتهای متنوع و گوناگونی دارند. چرا؟

 

چون وظیفه ویترین سازی یک تشکیلات برعهده روابط عمومی است که پل ارتباطی بین ارباب رجوع با بدنه سازمان است و روابط عمومی ها برای اینکه این وظیفه را هرچه قویتر و پررنگتر انجام دهند از انواع و اقسام روشها استفاده میکنند، چاپ بولتن و خبرنامه، طرحها و پوسترهای گرافیکی وزیبا، تولید فیلمهای تبلیغی وخبری و ...

 

قطعا این فعالیتها برای اسپانسرها تولید انگیزه و جذابیت خواهد کرد.

 

گام پنجم: فضای مجازی

 

چه بخواهیم و چه نخواهیم فضای مجازی، نقشی انکار ناپذیر در جذب مخاطب و داغ شدن موضوعات گوناگون دارد که متاسفانه فدراسیون کاراته در این بخش بسیار ضعیف عمل کرده است.

 

یک سوال؟ چرا هر بار که رییس فدراسیون یا مدیر روابط عمومی عوض میشود کانال خبری فدراسیون تغییر میکند و هربار نیز با ریزش مخاطب همراه است؟

 

اگر هدف جلوگیری از دسترسی مقامات سابق به کانال خبری است! میتوانید به راحتی با خرید چند خط موبایل به نام فدراسیون(حقوقی) از دسترس افراد حقیقی جلوگیری خارج کنید.

 

و نکته مهمتر اینکه، برای یک اسپانسر تعداد فالوور ها این کانال بسیار مهم است و جالب اینکه فدراسیونی که مدعی است بیش از یک ملیون ورزشکار رسمی و غیر رسمی دارد!

 

هیچگاه تعداد اعضای کانالش به بیش از 10 هزار نفر نرسیده است!

 

انصافا ایا خودتان میتوانید آن ادعا و این واقعیت را قبول کنید؟

 

کانالهای تلگرامی، اینستا، یوتیوب و ... ظرفیتهای تبلیغاتی و پولسازی هستند که به راحتی از دست رفته است.

 

گام ششم: جا نمایی تبلیغاتی

 

برای جلب و جذب نظر اسپانسرهای بومی، باید شرایط تبلیغات محیطی مناسب فراهم شود.

 

 

یعنی اینکه روی لباس، گرمکن و تجهیزات ورزشی بازیکن(به تناسب) شرایط درج نام و آرم اسپانسرفراهم شود تا جاییکه حتی در مسابقات آسیایی وجهانی، اسپانسر بتواند نشان خودش را تشخیص دهد.

 

و اینکه میتوان از ظرفیتهای محیطی نیز براساس شرایط خاص، به نفع اسپانسر و فدراسیون استفاده نمود.

 

گام هفتم: برند سازی!

 

بی تعارف نشان فدراسیون اصلا جذابیت بصری ندارد! و پیشنهاد میکنیم که فدراسیون حتما یک نشان وآرم مکمل هم طراحی کند.

 

نشانی که در عین سادگی و بدون نیاز به نوشتن معرف کاراته ایران باشد.

 

یکی از نشانه های معروف فدراسیونهای جهانی ورزش که بسیار جذاب است، نشان فدراسیون جهانی کشتی" فیلا " است که در اکثر تی شرتهای ورزشی میبینید.

 

این نشان میتواند یک محل درآمد مطمئن و پرسود برای فدراسیون باشد.

 

گام هشتم: باشگاه سازی!

 

کاراته و خیلی از رشته های ورزشی دیگر باشگاه حقیقی ( تیم، سبک، مربی برند و...) ندارند!

 

منظورم تیمهای لیگی نیست که با امضای یک مدیر میآیند و با امضای یک مدیر میروند!

 

منظور باشگاههای است که حول محور یک مدیر، یا مربی، یا سبک شکل میگیرند و هویتی کاملا شخصی دارند.

شاید بگویید نمونه این باشگاهها زیاد است!

 

 

درست است ولی آیا تحت قوانین و ضابطه خاصی فعالیت میکنند؟ آیا فدراسیون قوانین حمایتی خاصی برای این باشگاهها تدوین کرده است؟ ایا این باشگاه اگر بخواهد اسپانسر اختصاصی جذب کند! با چه هویت و پشتوانه قانونی خودش را معرفی بکند؟

 

اهمیت بوجود امدن این باشگاههای کوچک وقانونمند و قدرتمند در این خواهد بود که با یافتن هویت حقوقی میتوانند اسپانسرهای کوچک را جذب کنند و در زمانی که بازیکن ملیپوش آن باشگاه نیازمند حمایت مالی و کمک باشد، در نقش یک حامی قدرتمند ظاهر شوند.

 

این مورد در کشورهای پیشرفته و مدرن به کرات مشاهده میشود.

 

گام نهم: ارج گذاری!

 

هر انسان هرچقدر که قدرتمند و بی نیاز باشد ولی تشنه محبت و تشویق شدن است!

 

فدراسیون چند بار مراسمی برگزار کرده است و از حامیان مالی کوچک و بزرگ تشکر کرده است؟

 

پیشنهاد میکینم فدراسیونها در سال یکبار و به مناستهای خاص از همه اسپانسرها ( چه شخصی و چه عمومی) با اهدا لوحی تشکر کند و پوشش رسانه ای بدهد. نتیجه ای معجزه اسا خواهد داشت.

 

بخش سوم:  سخن آخر

 

اینکه فکر کنید اگر فلان شخص رییس فدراسیون می شد و به شیرفلکه یک بانک وصل میشدید و مانند آب روان پول و امکانات به کاراته ایران تزریق میشد،  یک توهم نابجاست! چرا که اگر اندکی با سازو کار اینگونه سازمانها اشنا باشید به راحتی میتوانستید ادعای دروغین خیلی ها را تشخیص بدهید.

 

کوکاکولا و مک دونالد را یادتان هست؟ سوالی که باید از خودتان بپرسید این است چرا که این دو غول دنیای غذا که خودشان نیز به خوبی از جایگاهشان آگاه هستند، همچنان در عرصه تبلیغات از تلویزیون و سینما بگیر تا بیلبوردهای ورزشگاهها فعال هستند و از هزینه کردن ترس و واهمه ای ندارند؟

 

شرط میبندم که اگر هرکدام از ما برصندلی ریاست این شرکتها نشسته بودیم، در اولین قدم تبلیغات را حذف میکردیم!

 

 

ولی خوشبختانه نظام اقتصادی غرب را ما مدیریت نمیکنیم!

 

 

بهترین پیشنهاد و راهنمایی ما این است که اگر بدنبال جذب اسپانسر هستید جواب سوال بالا را پیدا کنید و اینکه چرا برندهای معظم و معتبری چون کوکاکولا، پپسی کولا، مک دونالد، آدیداس، بنز، بی ام و و... با اینکه دارای بازارهای جهانی هستند و اختلاف فاحشی با دیگران دارند، ولی در عرصه تبلیغات هم پیشتاز هستند؟

 

 

قطعا جوابش را خواهید یافت! ولی این جواب مناسب کشورما نخواهد بود و پیشنهاد دوم ما این است که آن جواب را بومی سازی کنید تا قابل فهم برای مدیران و اسپانسرهای ایرانی شود.

 

و مهمترین نکته ای را میخواهم بگویم و خطاب من نیز منتقدان است این است که در کشورهای پیشرفته جهان و از جمله قانون اساسی ایران، فدراسیونهای ورزشی اجازه ورود به عرصه قهرمانی و حرفه ای ندارند و بودجه فدراسیون باید صرف خدمات عمومی ورزش و گسترش در جامعه شود.

 

کلیه هزینه های حرفه ای ورزش اعم از تیم ملی، حقوق بازیکنان و کادر فنی، اعزام به مسابقات برونمرزی شامل المپیک، جهانی و قاره ای باید توسط اسپانسر و بخش خصوصی تامین شود.

 

 

 

                                

                                                              پیروز و بهروز باشید / علیرضا هاشمی

نمايش تقويم

« May 2019 »
Mon Tue Wed Thu Fri Sat Sun
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

سفارش طراحی وب سایت

در صورت تمايل براي دريافت نمونه کارهای ما ميتوانيد به وبسايت ما مراجعه نماييد. طراحي انواع وبسايت و فروشگاه اينترنتي و قالبهاي اختصاصي